بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي
98
التوسل إلى الترسل ( فارسى )
پيوسته « 1 » در خاطر ( مبارك مقرر است « 2 » ) كه حقوق اكيد او را بوفور عنايت برعايت برسانيم « 3 » ، و او را محسود اقران و مغبوط « 4 » اكفاء گردانيم ، ( حالى چند « 5 » ) هزار دينار در مواجب او بيفزوديم ، و اموال مواضعى كه از ديوان عرض ( حماها الله تعين « 6 » ) كردهاند در وجه او نهاديم ، و تصرفات « 7 » آن بقاع بر سبيل اقطاع او را فرموديم ، و مقاليد حل و عقد و امر و نهى آن مواضع بخصال حميده و خلال پسنديدهء او « 8 » . و او را فرموديم تا ( بندهوار پيش « 9 » ) شرايط ايالت پذيره شود ، و باطن و ظاهر را ( بزينت تقوى « 10 » ) كه عروهء وثقى است آراسته دارد ، و اتقوا الله و اعلموا ان الله بما تعملون بصير ، و چون « 11 » بواسطهء يمن خدمت ما و وفور « 12 » قوت و قدرت و كثرت حشم و خدم خويش « 13 » از وحدت يوم يفر المرء من اخيه ياد آرد ، و شاخ دولت خويش را بادامت شكر نعمت ايزدى و اقامت شرايط خدمت ما شاداب دارد « 14 » . و رعاياى آن موضع را « 15 » كه بندگان آفريدگار و دعاگويان ( دولت ما « 16 » ) و باز كشيدگان ( دولت اواند « 17 » ) بخفض عيش و سبكسارى « 18 » كه رضاى بارى تعالى « 19 » در آنست مشمول گرداند ، چه عنايت در حق درويشان و رعايت جانب ايشان در فطرت عقل مجبول است و هركس به قدر حالت و اندازهء ايالت خويش بمقتضى كلكم راع از جهت ايشان مؤاخذ و مسؤل ، و در « 20 » استبقاء دولت خويش و استيفاء نعمت ايزدى و استدامت و استقامت « 21 » احوال تمسك بعروهء ( مرحمت و معدلت « 22 » )
--> ( 1 ) سا . ( 2 ) ما مصور است و انديشه بر امضاء اين عزيمت مقرر . ( 3 ) رسانيم . ( 4 ) و مضبوط . ( 5 ) ما كه چندين . ( 6 ) حماه اللّه تعالى تعيين . ( 7 ) و تصرف . ( 8 ) ضا ، سپرديم . ( 9 ) بپذيرفتن . ( 10 ) بر نيت صادق و به نيت حاذق و بتقوى . ( 11 ) از اين كلمه تا كلمهء ياد آرد در نسخهء پاريس افتاده است . ( 12 ) ظ ، وفور . ( 13 ) ظ ، خويش بيند . ( 14 ) گرداند . ( 15 ) مواضع را . ( 16 ) سا . ( 17 ) اويند . ( 18 ) ظ ، سبكبارى . ( 19 ) سا . ( 20 ) در . ( 21 ) استقامت . ( 22 ) معدلت و مرحمت .